تاریخ

خط میخی؛ نخستین نوشتار بشر چطور کار می‌کرد؟

خط میخی؛ نخستین نوشتار بشر چطور کار می‌کرد؟

خط میخی از کهن‌ترین نظام‌های نوشتاری شناخته‌شده است و حدود ۳۳۰۰ تا ۳۰۰۰ پیش از میلاد در سومر، جنوب بین‌النهرین، از دل یک نظام حسابداری تصویری پدید آمد. نویسنده با قلم نی روی گل نرم ردهایی گوه‌مانند، شبیه سر میخ، به جا می‌گذاشت و نام خط از همین شکل آمده است.

خط میخی الفبا نبود. ترکیبی بود از واژه‌نگارها که یک واژه کامل را نشان می‌دادند، نشانه‌های هجایی مانند «با» یا «اَن»، و معرف‌هایی که خوانده نمی‌شدند و فقط دسته واژه را مشخص می‌کردند.

این خط بیش از سه هزار سال برای زبان‌هایی مانند سومری، اکدی، ایلامی و هیتی به کار رفت. خط فارسی باستانِ هخامنشی هم ظاهری میخی دارد، اما نظامی جداگانه و بسیار ساده‌تر است.

خط میخی چیست و نامش از کجا آمده

«خط میخی» ترجمه اصطلاحی است که پژوهشگران اروپایی از واژه لاتین cuneus به معنی «گوه» ساختند و در زبان‌های اروپایی cuneiform نامیده می‌شود. خط میخی یک زبان نیست، روش نوشتن است.

سومریان این خط را برای زبان خود ساختند، اما اقوام دیگر بعدها آن را برای زبان‌هایی به کار گرفتند که هیچ خویشاوندی با سومری نداشتند، مانند خط لاتین که امروز برای انگلیسی، ترکی و ویتنامی به کار می‌رود.

خط میخی چطور پدید آمد

نوشتن در بین‌النهرین برای ثبت شعر یا تاریخ آغاز نشد. نیاز اصلی، حسابداری بود. معبدها و انبارهای بزرگ شهرهای سومر، به‌ویژه اوروک، در اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد باید میزان جو، دام، پارچه و جیره کارگران را ثبت می‌کردند و حافظه انسانی برای این حجم داده کافی نبود.

از ژتون‌های گلی تا لوح‌های عددی

بر پایه نظریه شناخته‌شده دنیس اشمانت‌بسرا، ژتون‌های کوچک گلی با شکل‌های هندسی، که هزاران سال در خاور نزدیک برای شمارش کالا به کار می‌رفتند، پیش‌زمینه نوشتن بوده‌اند. گام بعدی، فشار دادن نقش این ژتون‌ها مستقیماً روی لوح‌های گلی تخت بود.

این «لوح‌های عددی» فقط عدد و گاهی مهر داشتند و هنوز نوشتار کامل به شمار نمی‌آیند. نقش ژتون‌ها در پیدایش نشانه‌های عددی پذیرفته‌تر است، اما ارتباط مستقیم تک‌تک شکل‌های ژتون با نشانه‌های بعدی میان پژوهشگران محل بحث است.

پیش‌میخی: نخستین نوشتار واقعی

کهن‌ترین نوشتار واقعی از لایه‌های موسوم به «اوروک ۴» در شهر اوروک به دست آمده و معمولاً به حدود ۳۳۰۰ تا ۳۱۰۰ پیش از میلاد تاریخ‌گذاری می‌شود. پژوهشگران این مرحله را «پیش‌میخی» (proto-cuneiform) می‌نامند.

نشانه‌ها در این مرحله بیشتر تصویری بودند: سر گاو، خوشه جو یا ظرف را با نوک قلم روی گل می‌کشیدند و کنار آن نشانه‌های عددی می‌گذاشتند. بیش از ۹۰۰ نشانه از این مرحله شناسایی شده است، هرچند رقم دقیق به شیوه شمارش بستگی دارد.

تقریباً همه لوح‌های پیش‌میخی متن‌های اداری هستند: فهرست کالا، جیره، زمین و کارگر. بخش کوچکی از آن‌ها «فهرست‌های واژگانی» است، یعنی فهرست‌هایی مرتب از نام پیشه‌ها، ظرف‌ها و حیوانات که ظاهراً برای آموزش نویسندگان نوشته می‌شدند.

لوح گلی پیش‌میخی با نشانه‌های عددی گرد و نقش خوشه جو
لوح پیش‌میخی با حساب توزیع جو، حدود ۳۱۰۰ تا ۲۹۰۰ پیش از میلاد. فرورفتگی‌های گرد نشانه عددند و خوشه جو هنوز تصویری است. عکس: موزه هنر متروپولیتن، ویکی‌مدیا کامنز، مجوز CC0

از تصویر به میخ

در سده‌های بعد دو تحول شکل خط را دگرگون کرد. نخست، کشیدن خط منحنی روی گل خیس دشوار است. نویسندگان به‌تدریج به جای کشیدن، قلم را به گل فشار دادند و هر تصویر را با چند رد کوتاه و صاف ساختند. نشانه‌ها کم‌کم به ترکیبی انتزاعی از میخ‌ها تبدیل شدند.

تحول دوم، تغییر جهت نوشتن بود. در متن‌های کهن، نشانه‌ها در ستون‌هایی از بالا به پایین چیده می‌شدند. در مقطعی، نشانه‌ها حدود ۹۰ درجه خلاف جهت عقربه‌های ساعت چرخیدند و نوشتن در سطرهای افقی از چپ به راست رایج شد. زمان دقیق این چرخش هنوز محل بحث است.

تعداد نشانه‌ها هم کاهش یافت و در هزاره دوم پیش از میلاد نویسندگان معمولاً با حدود ۶۰۰ نشانه رایج کار می‌کردند.

گل و قلم: ابزار نوشتن چطور شکل خط را ساخت

شکل خط میخی نتیجه ابزار آن است. گل رس و نی در کنار دجله و فرات فراوان بود. سر قلم نی را طوری می‌بریدند که یک گوشه مثلثی داشته باشد. وقتی این گوشه با زاویه در گل فرو می‌رفت، ردی با سر پهن و عمیق و دنباله‌ای باریک پدید می‌آمد.

با تغییر زاویه قلم، سه رد اصلی ساخته می‌شد: میخ عمودی، میخ افقی و میخ مورب. یک رد کوچک زاویه‌دار هم وجود داشت که پژوهشگران آلمانی آن را Winkelhaken یا «قلاب زاویه‌ای» نامیده‌اند و برای نوشتن عدد ۱۰ هم به کار می‌رفت.

در شمارش، میخ عمودی ۱ و قلاب زاویه‌ای ۱۰ بود و اعداد در نظام شصت‌گانی (مبنای ۶۰) نوشته می‌شدند. این نظام از سومریان به بابلیان رسید و ساعت ۶۰ دقیقه‌ای و دقیقه ۶۰ ثانیه‌ای امروز یادگار آن است.

روند نوشتن یک لوح معمولی به این ترتیب بود:

  1. آماده کردن گل: گل رس را پاک و ورز می‌دادند و به شکل لوحی تخت یا کمی محدب درمی‌آوردند. بسیاری از لوح‌ها در کف دست جا می‌شدند.
  2. نوشتن در حالت نرم: نویسنده لوح را در یک دست نگه می‌داشت و با دست دیگر قلم را در گل فشار می‌داد. کار باید پیش از خشک شدن گل تمام می‌شد. وقتی روی لوح پر می‌شد، متن را روی پشت و لبه‌ها ادامه می‌دادند.
  3. خشک کردن: بیشتر لوح‌ها فقط در آفتاب خشک می‌شدند. لوح خشک‌نشده را می‌شد دوباره صاف کرد و از نو نوشت، کاری که در مدرسه‌ها برای تمرین رایج بود.
  4. محافظت از سند: برای قراردادهای مهم، گاهی لوح را درون پوششی از گل می‌گذاشتند و متن را روی پوشش هم می‌نوشتند و مهر می‌زدند. در صورت اختلاف، پوشش را می‌شکستند و متن درونیِ دست‌نخورده را می‌خواندند.

خط میخی روی سنگ، فلز و تخته‌های مومی هم نوشته می‌شد و حکاکان روی سنگ شکل میخ‌ها را تقلید می‌کردند.

سه نوع نشانه: خط میخی چطور خوانده می‌شد

در الفبا هر نشانه تقریباً یک صدا را نشان می‌دهد و با حدود ۳۰ نشانه می‌توان همه واژه‌ها را نوشت. در خط میخی سه نوع نشانه کنار هم به کار می‌رفت و یک نشانه واحد می‌توانست بسته به جایش در متن، نقش متفاوتی داشته باشد.

نوع نشانهچه چیزی را نشان می‌دهدآیا خوانده می‌شودنمونه
واژه‌نگار (logogram)یک واژه یا مفهوم کاملبله، به صورت کل واژهنشانه ستاره به معنی «خدا» یا «آسمان»؛ نشانه LUGAL به معنی «شاه»
نشانه هجایی (syllabogram)یک هجا، بدون توجه به معنای اصلی نشانهبله، به صورت صداهجاهایی مانند «با»، «اَب» یا «بار»
معرف (determinative)دسته معنایی واژه مجاورنه، فقط راهنمای خواننده استنشانه خدا پیش از نام خدایان؛ نشانه KI پس از نام مکان‌ها
مکمل آواییبخشی از تلفظ یک واژه‌نگار، برای رفع ابهامبله، همراه واژه‌نگارنشانه هجایی پس از واژه‌نگار که پایان تلفظ واژه را نشان می‌دهد

واژه‌نگارها

واژه‌نگار مستقیماً از مرحله تصویری خط آمده است. نشانه‌ای که در اصل تصویر ستاره بود، در سومری هم «اَن» به معنی آسمان خوانده می‌شد و هم «دینگیر» به معنی خدا. خواننده از بافت جمله تشخیص می‌داد کدام منظور است.

واژه‌نگارها در زبان‌های دیگر هم حفظ شدند. نویسنده اکدی نشانه سومری LUGAL را می‌نوشت، اما آن را به زبان خود «شَرّوم» یعنی شاه می‌خواند، همان‌طور که ما علامت «&» را در متن انگلیسی and می‌خوانیم.

نمونه‌ای آشناتر برای ما در خط پهلوی دیده می‌شود. کاتبان دوره ساسانی واژه آرامی MLKA را می‌نوشتند، اما آن را «شاه» می‌خواندند. به این واژه‌های نوشته‌شده به آرامی و خوانده‌شده به فارسی میانه «هزوارش» می‌گویند.

نشانه‌های هجایی و اصل رِبوس

نظام صرفاً تصویری نمی‌تواند نام اشخاص، دستور زبان یا مفاهیم انتزاعی را به‌خوبی نشان دهد. گام بزرگ خط میخی استفاده از «اصل رِبوس» بود، یعنی به کار بردن یک نشانه به خاطر صدایش و نه معنایش.

نمونه کلاسیک آن نشانه «تیر» است که در سومری «تی» خوانده می‌شد. واژه سومری «زندگی» تلفظی نزدیک داشت و نویسندگان برای نوشتن آن هم از نشانه تیر استفاده کردند. در فارسی هم می‌شد با همین منطق، تصویر یک شیر را برای نوشتن بخش نخست واژه «شیرین» به کار برد.

با گسترش این روش، بسیاری از نشانه‌ها ارزش آوایی گرفتند. در اکدی، که بیشترین متن‌های میخی به آن نوشته شد، واژه‌ها اغلب هجا به هجا نوشته می‌شدند.

دو ویژگی خواندن را دشوار می‌کند: «چندارزشی بودن»، یعنی یک نشانه ممکن است چند خوانش داشته باشد، و «هم‌آوایی»، یعنی چند نشانه متفاوت ممکن است یک صدا را نشان دهند. پژوهشگران نشانه‌های هم‌آوا را در حرف‌نویسی با شماره کوچکی جدا می‌کنند، مثلاً ša و ša₂ برای دو نشانه «شا».

معرف‌ها

معرف‌ها خوانده نمی‌شدند و فقط به خواننده می‌گفتند واژه مجاور از چه دسته‌ای است. در خطی پر از نشانه‌های چندارزشی، این راهنما ضروری بود. نمونه‌های رایج:

  • نشانه «خدا» پیش از نام خدایان
  • نشانه KI به معنی «زمین» یا «مکان» پس از نام شهرها
  • نشانه «چوب» پیش از نام درختان و اشیای چوبی
  • نشانه «مرد» پیش از نام پیشه‌ها و گروه‌های انسانی

برای مثال، نام خدای انلیل با نشانه ستاره در نقش معرف آغاز می‌شد که خوانده نمی‌شد و پس از آن نشانه‌های «اِن» و «لیل» می‌آمدند. معرف را می‌توان با حرف بزرگ آغاز نام‌های خاص در انگلیسی مقایسه کرد که تلفظ نمی‌شود، اما نشان می‌دهد با یک اسم خاص سروکار داریم.

یک خط، چندین زبان

خط میخی از سومر به سراسر خاور نزدیک باستان رسید و هر قوم آن را با زبان خود تطبیق داد. جدول زیر مهم‌ترین این زبان‌ها را نشان می‌دهد. تاریخ‌ها تقریبی‌اند و در منابع مختلف کمی تفاوت دارند.

زبانخانواده زبانیمنطقهدوره تقریبی کاربرد خط میخی
سومریزبان منفردجنوب بین‌النهریناز پایان هزاره چهارم پیش از میلاد؛ پس از مرگ زبان گفتاری، به‌عنوان زبان علمی و دینی تا پایان عمر خط
اکدی (بابلی و آشوری)سامیبین‌النهرین و سپس سراسر خاور نزدیکاز نیمه هزاره سوم پیش از میلاد تا حدود سده نخست میلادی
ایلامیزبان منفردجنوب غربی ایراناز پایان هزاره سوم پیش از میلاد تا دوره هخامنشی
هیتیهندواروپاییآناتولی مرکزیهزاره دوم پیش از میلاد
اورارتوییهوری‌اورارتوییاطراف دریاچه وان، شامل بخش‌هایی از شمال غرب ایران امروزسده‌های نهم تا هفتم پیش از میلاد
اوگاریتیسامیساحل سوریهسده‌های چهاردهم و سیزدهم پیش از میلاد، با الفبایی میخی و جداگانه
فارسی باستانهندواروپایی، شاخه ایرانیقلمرو هخامنشیسده ششم تا چهارم پیش از میلاد، با خطی میخی و جداگانه

ایلامی: خط میخی در سرزمین ایران

ایلامیان پیش از پذیرش خط میخی خط‌های خود را داشتند. خط «پیش‌ایلامی» حدود ۳۱۰۰ تا ۲۹۰۰ پیش از میلاد در شوش و مناطق دیگر به کار می‌رفت و هنوز رمزگشایی نشده است. برای خط «ایلامی خطی»، گروهی به سرپرستی فرانسوا دِسه به‌تازگی رمزگشایی‌ای پیشنهاد کرده‌اند که هنوز در حال ارزیابی است.

ایلامیان خط میخی بین‌النهرینی را هم برای زبان خود به کار بردند و این خط تا دوره هخامنشی زنده ماند. هزاران لوح اداری معروف به «لوح‌های باروی تخت جمشید» بیشترشان به زبان ایلامی و با همین خط نوشته شده‌اند.

این لوح‌ها در دهه ۱۹۳۰ برای مطالعه به امانت به دانشگاه شیکاگو رفتند. پس از یک پرونده حقوقی طولانی در آمریکا، هزاران لوح از آن‌ها در ۲۰۱۹ و ۲۰۲۳ به ایران بازگشت و برخی اکنون در موزه تخت جمشید به نمایش درآمده‌اند.

فارسی باستان: خطی تازه با ظاهر میخی

خط فارسی باستان از خط بین‌النهرینی مشتق نشده است. سازندگان آن فقط ظاهر میخی را وام گرفتند و نظامی تازه و بسیار ساده‌تر طراحی کردند که نشانه‌هایش به نشانه‌های بابلی هم‌صدا شباهتی ندارند.

این خط حدود ۳۶ نشانه آوایی دارد. سه نشانه برای واکه‌های «اَ»، «ای» و «او» است و بقیه همخوانی را نشان می‌دهند که واکه «اَ» به طور پیش‌فرض همراه آن است. برای برخی همخوان‌ها نشانه‌های جداگانه‌ای با واکه «ای» یا «او» هم وجود دارد. به همین دلیل پژوهشگران این خط را «نیمه‌الفبایی» یا «نیمه‌هجایی» می‌نامند.

چند واژه‌نگار انگشت‌شمار برای واژه‌هایی مانند «شاه»، «سرزمین»، «خدا» و «اهورامزدا»، نشانه‌های عدد و یک میخ مورب به‌عنوان جداکننده واژه‌ها هم در آن هست.

ویژگیخط میخی بین‌النهرینیخط میخی فارسی باستان
تعداد نشانه‌هاصدها نشانه؛ در دوره‌های متأخر حدود ۶۰۰ نشانه رایجحدود ۳۶ نشانه آوایی و چند واژه‌نگار
نوع نظامترکیب واژه‌نگار، نشانه هجایی و معرفنیمه‌الفبایی
معرف و چندارزشی بودنبسیار رایجتقریباً وجود ندارد
جداکننده واژهمعمولاً ندارددارد
کاربرد اصلیاداری، حقوقی، ادبی، علمی و دینیبیشتر کتیبه‌های سلطنتی
طول عمربیش از سه هزار سالحدود دو سده

داریوش بزرگ در کتیبه بیستون از ساختن «گونه‌ای از نوشتن» سخن می‌گوید و بیشتر پژوهشگران این را نشانه آن می‌دانند که خط فارسی باستان در دوره او ساخته شد. کتیبه‌های کوتاه منسوب به کوروش در پاسارگاد را بسیاری از متخصصان افزوده دوره داریوش می‌دانند، هرچند این دیدگاه همگانی نیست.

برای دیدن کتیبه سه‌زبانه از نزدیک، گنج‌نامه همدان در دسترس‌تر از بیستون است. دو کتیبه داریوش و خشایارشا، هر یک حدود ۲ در ۳ متر، در کوه الوند و حدود ۱۲ کیلومتری جنوب غربی همدان کنده شده‌اند و متنشان جز نام شاه یکسان است.

در هر دو، متن بابلی در وسط و متن ایلامی، باریک‌ترین ستون، در سمت راست است. پس ستون پهن چپ فارسی باستان است و جداکننده مورب واژه‌ها در آن دیده می‌شود.

دو کتیبه میخی سه‌زبانه داریوش و خشایارشا بر صخره گنج‌نامه همدان
کتیبه‌های سه‌زبانه داریوش (چپ) و خشایارشا (راست) در گنج‌نامه همدان. عکس: Adam Jones، ویکی‌مدیا کامنز، مجوز CC BY-SA 2.0

رمزگشایی خط میخی: از تخت جمشید تا بیستون

آخرین متن تاریخ‌دار شناخته‌شده به خط میخی، یک تقویم نجومی از اوروک مربوط به سال ۷۹ یا ۸۰ میلادی است. پس از آن دانش خواندن این خط کاملاً از میان رفت و تا قرن نوزدهم کسی نمی‌توانست آن را بخواند.

کلید رمزگشایی از ایران به دست آمد. کتیبه‌های هخامنشی معمولاً سه‌زبانه بودند و یک متن را به فارسی باستان، ایلامی و بابلی تکرار می‌کردند. خط فارسی باستان نشانه‌های کمی داشت و زبانش با اوستایی و سنسکریت خویشاوند بود، پس نقطه شروع مناسبی برای خواندن دو متن دیگر بود.

زمانپژوهشگرسهم در رمزگشایی
دهه ۱۷۶۰ میلادیکارستن نیبوررونویسی دقیق کتیبه‌های تخت جمشید و تشخیص سه خط متفاوت در آن‌ها
۱۸۰۲ میلادیگئورگ فریدریش گروتفندحدس درست نام‌های داریوش، خشایارشا و ویشتاسپ و خواندن چند نشانه فارسی باستان
دهه ۱۸۳۰ میلادیاوژن بورنوف و کریستین لاسنپیشرفت مهم در شناخت نشانه‌های فارسی باستان
۱۸۳۵ تا ۱۸۴۷ میلادیهنری راولینسونرونویسی کتیبه بیستون، انتشار ترجمه متن فارسی باستان و سپس کار روی متن بابلی
دهه ۱۸۴۰ و ۱۸۵۰ میلادیادوارد هینکس و ژول اوپرکشف ماهیت هجایی و چندارزشی نشانه‌های بابلی
۱۸۵۷ میلادیراولینسون، هینکس، تالبوت و اوپرترجمه مستقل متنی از تیگلات‌پیلسر یکم به دعوت انجمن سلطنتی آسیایی و هم‌خوانی اساسی ترجمه‌ها

حدس گروتفند تصادفی نبود. او می‌دانست شاهان ساسانی در کتیبه‌هایشان، که سیلوستر دو ساسی کمی پیش‌تر خوانده بود، خود را با الگوی «فلانی، شاه بزرگ، شاه شاهان، پسر فلانی» معرفی می‌کنند. همین الگو را در کتیبه‌های تخت جمشید جست و نام‌ها را از جایگاهشان شناخت.

راولینسون و کتیبه بیستون

کتیبه بیستون روی صخره‌ای در کوه بیستون، نزدیک کرمانشاه، کنده شده است. ابعاد آن حدود ۱۵ در ۲۵ متر است و حدود ۱۰۰ متر بالاتر از جاده باستانی میان بابل و اکباتان قرار دارد.

این کتیبه به دستور داریوش یکم در سال‌های پس از رسیدن او به قدرت در ۵۲۲ پیش از میلاد ساخته شد و به سه زبان فارسی باستان، ایلامی و بابلی به قدرت رسیدن داریوش و سرکوب شورش‌ها را روایت می‌کند. این اثر در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.

هنری راولینسون، افسر بریتانیایی که در دهه ۱۸۳۰ میلادی در کرمانشاه مأموریت داشت، از ۱۸۳۵ رونویسی این کتیبه را با نردبان و طناب و روی لبه‌ای باریک از صخره آغاز کرد. ترجمه بخش فارسی باستان را در سال‌های ۱۸۴۶ و ۱۸۴۷ منتشر کرد.

رونوشت بخش بابلی، که دسترسی به آن دشوارتر بود، در ۱۸۴۷ به کمک یک نوجوان محلی تهیه شد. نام‌های خاص فراوان این متن، که در هر سه زبان تقریباً یکسان تلفظ می‌شوند، ارزش آوایی نشانه‌های بابلی را آشکار کرد.

رمزگشایی کار یک نفر نبود. ادوارد هینکس، کشیش ایرلندی، در برخی گام‌های کلیدی درباره خط بابلی از راولینسون جلوتر بود، هرچند نقش او در روایت‌های رایج اغلب کم‌رنگ است. هم‌خوانی ترجمه‌های مستقل در آزمون ۱۸۵۷ نشان داد خواندن اکدی بر پایه درستی استوار است.

شناخت سومری دیرتر به دست آمد. تا اواخر قرن نوزدهم برخی پژوهشگران مانند ژوزف هالوی معتقد بودند سومری زبانی واقعی نیست و نوعی رمزنویسی کاهنان بابلی است. این دیدگاه کنار رفت و امروز سومری زبانی منفرد شناخته می‌شود.

بحث‌های علمی که هنوز باز است

  • رابطه با خط مصری: هیروگلیف مصری تقریباً هم‌زمان با پیش‌میخی پدید آمد. برچسب‌های گور U-j در ابیدوس، بر پایه برخی تاریخ‌گذاری‌ها، به حدود ۳۳۰۰ تا ۳۱۵۰ پیش از میلاد می‌رسند و شاید هم‌سن لوح‌های اوروک یا کمی کهن‌تر باشند. بیشتر پژوهشگران دو خط را اختراع‌هایی مستقل می‌دانند، چون نشانه‌ها و ساختارشان کاملاً متفاوت است. گروهی دیگر از «انتقال ایده» سخن می‌گویند، یعنی وام گرفتن ایده نوشتن و نه نشانه‌ها. شواهد برای داوری قطعی کافی نیست.
  • زبان پیش‌میخی: معمولاً فرض می‌شود کهن‌ترین لوح‌های اوروک به سومری نوشته شده‌اند، اما چون این لوح‌ها تقریباً هیچ عنصر دستوری ندارند، اثبات آن دشوار است.
  • خط‌های ایلامی: رمزگشایی پیشنهادی ایلامی خطی هنوز در حال ارزیابی است و پیش‌ایلامی خوانده نشده است.

چند باور نادرست درباره خط میخی

  • «خط میخی نوعی الفباست»: خط میخی بین‌النهرینی صدها نشانه داشت. فقط الفبای اوگاریتی و خط فارسی باستان، که نظام‌هایی جداگانه بودند، به الفبا نزدیک می‌شوند.
  • «خط فارسی باستان همان خط سومری است»: خط فارسی باستان فقط ظاهر میخی را گرفت و نظامی تازه بود.
  • «منشور کوروش به فارسی باستان است»: استوانه کوروش به زبان اکدی و با خط میخی بابلی نوشته شده است.
  • «همه لوح‌های گلی پخته می‌شدند»: بیشتر لوح‌ها فقط در آفتاب خشک می‌شدند. بسیاری از لوح‌های سالم امروز در آتش‌سوزی‌های باستانی، مانند سوختن کاخ‌های نینوا، ناخواسته پخته شده‌اند.
  • «نوشتن برای ثبت ادبیات پدید آمد»: کهن‌ترین متن‌ها تقریباً همه حسابداری اداری هستند. ادبیاتی مانند حماسه گیلگمش قرن‌ها بعد نوشته شد.

سوالات متداول

آیا خط میخی از چپ به راست نوشته می‌شد؟

در دوره‌های بعدی بله. نشانه‌ها ابتدا در ستون‌های عمودی چیده می‌شدند و بعدها سطرهای افقی از چپ به راست رایج شد. خط فارسی باستان هم از چپ به راست نوشته می‌شد.

خط میخی چند نشانه داشت؟

بسته به دوره متفاوت بود. در مرحله پیش‌میخی بیش از ۹۰۰ نشانه شناسایی شده و در هزاره دوم پیش از میلاد حدود ۶۰۰ نشانه رایج بود. خط فارسی باستان تنها حدود ۳۶ نشانه آوایی داشت.

چرا کتیبه بیستون برای رمزگشایی این‌قدر مهم بود؟

بیستون متنی طولانی و سه‌زبانه با نام‌های خاص فراوان است. پس از خواندن متن فارسی باستان، مقایسه نام‌ها ارزش آوایی نشانه‌های بابلی را آشکار کرد. نقش آن برای خط میخی شبیه سنگ روزتا برای هیروگلیف بود.

خط میخی کهن‌تر است یا هیروگلیف مصری؟

پاسخ قطعی وجود ندارد، چون تاریخ‌گذاری کهن‌ترین نمونه‌های دو خط هم‌پوشانی دارد. نوشتن دست‌کم در بین‌النهرین، چین و آمریکای میانه به طور مستقل اختراع شد و مصر هم در بیشتر فهرست‌ها در این گروه قرار می‌گیرد.

جمع‌بندی

خط میخی حدود ۳۳۰۰ تا ۳۰۰۰ پیش از میلاد در سومر و برای حسابداری پدید آمد. قلم نی و گل نرم نشانه‌های تصویری آن را به ردهای گوه‌مانند تبدیل کرد و ترکیب واژه‌نگار، نشانه هجایی و معرف، آن را برای زبان‌هایی از سومری و اکدی تا ایلامی و هیتی کارآمد کرد.

خط فارسی باستان، نظامی نیمه‌الفبایی و جداگانه، با سادگی‌اش کلید رمزگشایی شد و با کار گروتفند، راولینسون و هینکس، خواندن خط میخی در قرن نوزدهم ممکن شد. رابطه آن با خط مصری همچنان محل بحث است.

خط میخیخط میخی سومریخط میخی فارسی باستانکتیبه بیستون

سؤال بعدی